تبليغاتX
عاشقانه
+ نوشته شده توسط امین در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 و ساعت 17:15 |
+ نوشته شده توسط امین در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 و ساعت 12:50 |
+ نوشته شده توسط امین در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 و ساعت 12:48 |
در ضمن اینم قشنگه...دوست داشتین بخونین.

دفتر عشـــق كه بسته شـد

ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم

خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون

به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم

اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود

بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو

بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد  زدم

غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم

از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم

چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم

دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن

فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو

آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه

دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه

بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو

ازاون كه عاشقــــت بود

بشنو اين التماسرو
ــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــ

ـــــــــــ

ـــــــ

ــــ
+ نوشته شده توسط امین در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 و ساعت 12:44 |
TinyPic image
+ نوشته شده توسط امین در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 و ساعت 12:38 |
ا

+ نوشته شده توسط امین در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 16:36 |
 

من همونم که یه روزی واسه چشمات خونه ساختم .

واسه بوسیدن دستات همه زندگیمو باختم.

 توی رودخونه قلبت قایق من رفتنی بود .

 من از اول می دونستم قایقم شکستنی بود.

+ نوشته شده توسط امین در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 16:25 |
+ نوشته شده توسط امین در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 15:58 |
  I Love You Bouquet
+ نوشته شده توسط امین در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 15:53 |

When I saw you

I was scared to talk to you

When I first talked to you

I was scared to kiss you

When I first kissed you

I was scared to Love you

Now that I Love you

I am scared to lost you

 

وقتی تو را دیدم

ترسیدم با تو صحبت کنم

وقتی برای اولین بار با تو صحبت کردم

ترسیدم تورا ببوسم

وقتی برای اولین بار تورا بوسیدم

ترسیدم عاشقت بشم

حالا که عاشق تو هستم

می ترسم از دستت بدم

+ نوشته شده توسط امین در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 17:0 |

بعد از رفتنت...

 

بعداز رفتنت...

 

شبی از پشت یک تنهایی نمناک،ترا با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم

تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس

تورا از بین گلهایی که در تنهایی ام رویید ، با حسرت جدا کردم

و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی :

دلم حیران و سرگردان چشمانیست رویایی

و من تنهابرای دیدن آن چشم

تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم

همین بود آخرین حرفت

ومن بعد از عبور تلخ و غمگینت

حریم چشمهایم را به روی اشکی از جنس غروب و ساکت و نارنجی خورشید وا کردم

نمی دانم چرا رفتی؟

نمی دانم چرا شاید خطا کردم

و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی

نمی دانم کجا ، تا کی ، برای چه ؟

ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید...

وبعد از رقتنت یک قلب دریایی ترک برداشت

وبعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد

و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت

تمام بالهایش غرق در اندوه و غربت شد

و بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم ، خیس باران شد

و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت

کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در لحظه خواهم مرد

و بعد از رفتنت دریاچه بغضی کرد!

کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد

ومن با آنکه می دانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد

من هنوز آشفته چشمان زیبای توام ، برگرد!

ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید

کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت :

تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو ، در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم

و من در حالی مابین اشک و حسرت و تردید

کنار انتظاری که بدون پاسخ و سرد است

و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل

میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر

نمی دانم چرا؟

شاید به رسم و عادت پروانگی هامان

 

باز هم برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

 

+ نوشته شده توسط امین در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 16:58 |
...

غم...

 

امشب این خانه چه هوایی دارد!

 

گپ زدن با در و دیوار چه صفایی دارد!

 

همه رفتند ولی غصه نرفت.

 

این یار قدیمی چه وفایی دارد!...

 

+ نوشته شده توسط امین در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 16:55 |
...

 

چشمانت سراب آرام زندگی است

 

ومن چون نیلوفری سفید در گرداب آن شناورم

 

اگر می خواهی بدانی چقدر زیبایی

 

اندکی در مردمک چشمانم بنگر

 

هر چند آنها زیبا نیستند ولی آنقدر هستند که به تو بگویند زیبایی!

+ نوشته شده توسط امین در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 16:51 |
+ نوشته شده توسط امین در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 15:30 |
+ نوشته شده توسط امین در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 15:30 |
+ نوشته شده توسط امین در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 15:29 |
+ نوشته شده توسط امین در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 15:29 |
+ نوشته شده توسط امین در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 15:29 |
+ نوشته شده توسط امین در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 15:28 |
+ نوشته شده توسط امین در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 15:28 |
+ نوشته شده توسط امین در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 15:27 |
+ نوشته شده توسط امین در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 15:27 |
+ نوشته شده توسط امین در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 15:26 |
+ نوشته شده توسط امین در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 15:25 |
+ نوشته شده توسط امین در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 15:25 |
+ نوشته شده توسط امین در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 15:24 |
منبع:مجله الكترونيك مينوس                      www.minos.blogfa.com
+ نوشته شده توسط امین در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 17:20 |
هرگز مکن فراموشم
+ نوشته شده توسط امین در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 17:17 |
+ نوشته شده توسط امین در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 17:8 |
+ نوشته شده توسط امین در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 17:7 |


Powered By
BLOGFA.COM